پیش‌بینی روزانه اخترشناسی بازار سهام و همبستگی ژئومغناطیسی توسط علی مستوفی – Citystats

 پیش‌بینی روزانه اخترشناسی بازار سهام و همبستگی ژئومغناطیسی توسط علی مستوفی – Citystats

نویسنده: علی مستوفی (alimostofi@) – اخترشناس مالی با بیش از ۴۰ سال سابقه در ایجاد همبستگی میان ترازهای سیاره‌ای، فعالیت‌های ژئومغناطیسی (شاخص Kp، شدت شفق قطبی، لکه‌های خورشیدی از NOAA/GFZ) و حرکات بازار (S&P 500، داو جونز، بیت‌کوین، نفت و نتایج ورزشی لیگ برتر انگلیس).

تمرین روزانه: به‌روزرسانی‌های لحظه‌ای یا تقریباً روزانه که جنبه‌های اخترشناسی (فازهای ماه، زوایای سیاره‌ای، طرح‌های قرمز/مسطح) را با داده‌های ژئومغناطیسی ترکیب می‌کند تا صعودها، سقوط‌ها، روندهای خنثی، نوسانات و پیروزی‌های غیرمنتظره را پیش‌بینی کند.

همبستگی‌های کلیدی: افزایش امواج ژئومغناطیسی ← صعود بازار؛ کاهش ← سقوط؛ وضعیت ثابت ← حرکت عرضی. همگام‌سازی با گذرهای اخترشناسی برای دریافت سیگنال‌های قوی‌تر.

سایت‌ها و پیوندها:

 * وبلاگ: stockstars.blogspot.com (اخترشناسی بازار سهام، نفت و ورزش Citystats)

 * وردپرس: citystats.wordpress.com

 * وردپرس: alimostofi.wordpress.com

 * یوتیوب: Ali Mostofi Citystats – ویدیوهای کوتاه و بررسی‌های روزانه

 * ایکس (توییتر): alimostofi@ – پست‌های لحظه‌ای

 * لینکدین: Ali Mostofi

من کار خود را به عنوان کارگزار بورس در اوایل دهه ۸۰ میلادی در مریل لینچ آغاز کردم. در آن روزها، بازارها بلافاصله به اخبار واکنش نشان می‌دادند، درست مثل الان. و دقیقاً مشابه امروز، متوجه شدم زمان‌هایی وجود دارد که به اخبار خوب واکنش نشان داده نمی‌شود، همان‌طور که گاهی به اخبار بد هم واکنشی دیده نمی‌شود.

در آن دوران، شما باید می‌توانستید اخبار را برای مشتریان خود تفسیر کنید. باید توضیح می‌دادید که چرا سهام بالا یا پایین رفته است. شما گزارشگر، مفسر و در نهایت واسطه‌ای بودید برای آنچه در لحظه اتفاق می‌افتاد.

من باید گزارشگر زنده‌ای برای مشتری می‌بودم که یا خوشحال بود یا بسیار غمگین. ما اینترنت نداشتیم؛ فقط روزنامه‌ها بودند و تا زمانی که چاپ می‌شدند دیگر دیر شده بود. بنابراین شما حکم «سیم فاز» و رابط زنده را داشتید.

در طول ۴۰ سال تغییر زیادی ایجاد نشده است، جز اینکه اطلاعات بیشتری بلافاصله در اینترنت در دسترس است. اما هنوز هم باید به گذشته نگاه کنید تا بفهمید چه اتفاقی افتاده است. کاری که آن زمان باید انجام می‌دادید و اکنون نیز باید انجام دهید، بیان «حس و حال» بازار و در عین حال، ارزشمند و به‌موقع کردن آن است. اما ابتدا باید خودتان آن را حس کنید و سپس امیدوار باشید که مشتری نیز از طریق شما آن حس و حال بازار را درک کند.

این رابطه برعکس هم بود. باید با مشتری تماس می‌گرفتید تا بفهمید در ذهنشان چه می‌گذرد و چه روحیه‌ای دارند. اگر روحیه مشتری تغییر کرده بود، باید آن را حس می‌کردید و ریشه آن را در بازار می‌یافتید.

بنابراین ما با سه نوع «حس و حال» (Mood) سر و کار داریم:

 * حس و حال بازار.

 * حس و حال مشتری شما.

 * و البته، حس و حال خودتان که باید با آن کنار بیایید.

در این مرحله احتمالاً فکر می‌کنید: پس تکلیف منطق، استدلال سیستماتیک و روش‌شناسی چه شد؟ خب، من همه آن‌ها را امتحان کردم و متوجه شدم که پس از مدتی، کمی خشک و تکراری می‌شوند. خودم را در حال گفتن جملات تکراری می‌دیدم.

من یک مدل منطقی داشتم که توضیح می‌داد چرا بازارها بالا می‌روند، و یک مدل منطقی دیگر برای چرایی سقوط آن‌ها. این مدل‌ها همیشه وجود داشته‌اند و به عنوان کالبدشکافی‌های پس از واقعه، عالی عمل می‌کردند. اما پس از مدتی همه چیز بسیار کهنه و کسل‌کننده به نظر می‌رسید.

بنابراین باید چیزی پیدا می‌کردید که همیشه تازه باشد و با زمان حرکت کند. باید به شما دلیلی برای آن تماس تلفنی می‌داد. و اینجاست که «حس و حال» اهمیت پیدا می‌کند. باید می‌فهمیدید که حس و حال چگونه تغییر کرده است. چه چیزی «لحظه» را تعریف می‌کرد؟

لحظه، در واقع ترکیبی از آنچه بود و آنچه خواهد بود است. دقیقاً بین گذشته و آینده؛ یعنی «اکنون». پی بردن به اینکه «اکنون» چیست یا حس و حال چگونه است، همان چیزی است که تازگی و فوریت مورد نیاز برای درک خودتان، مشتری و بازار را فراهم می‌کند؛ و آن زمان دیگر هیچ‌چیز کهنه یا کسل‌کننده نبود.

اما ماجرا فراتر رفت. متوجه شدم که این تغییر حس و حال، یا این لحظه جدید، هیچ ارتباطی به آنچه در بازار یا نزد مشتری می‌گذرد ندارد. این موضوع عمیق‌تر و قدرتمندتر بود. نیرویی بود که حس و حال را در بازار، در مشتریان و در نهایت در خود من ایجاد می‌کرد. بازار تنها تجسمی از چیزی بود که پیش از آن در سطحی بسیار عمیق‌تر در حال رخ دادن بود.

بنابراین برای درک این نیرو، باید دیدگاه جدیدی اتخاذ می‌شد. اینجاست که دیدگاه اخترشناسی (Astrological) مفید واقع شد. در اخترشناسی، ما از زوایا برای اندازه‌گیری انواع مختلف نیروهای موجود بین سیارات، خورشید و ماه استفاده می‌کنیم. بدیهی است که باید تصمیم بگیرید چه زوایایی را اندازه بگیرید و سپس آن‌ها را با شاخص‌های اصلی بازار سهام مقایسه کنید.

دیدگاه اخترشناسی به شما درکی کلی از آنچه در جهان می‌گذرد می‌دهد. زوایای بین سیارات و ماه حقایق ریاضی هستند. این واقعیت که آن‌ها با حرکت شاخص صنعتی داو جونز همبستگی دارند، یک موضوع جانبی است.

فرقی نمی‌کند که یک خبر غافلگیرکننده وجود داشته باشد، یا اظهارنظر یک فرد مهم، یک شاخص اقتصادی، یک فاجعه یا هر غافلگیری غیرعادی دیگر. اگر زوایای خاصی زمانی رخ دهند که بازارها به شکلی خاص حرکت می‌کنند، این تنها چیزی است که اهمیت دارد.

زوایایی که سیارات در زمان‌های مختلف می‌سازند، حس و حال‌های متفاوتی ایجاد می‌کنند. بنابراین واکنش افراد در بازار، بیشتر به زوایایی بستگی دارد که در حال ساخته شدن هستند و زوایایی که در آینده ساخته خواهند شد.

وظیفه من روشن بود: چیدمان زوایای منظومه شمسی در یک جدول، سپس نگاه کردن به شاخص بازار سهام و بررسی اینکه آیا همبستگی مستقیمی وجود دارد یا خیر.

این کاری است که من هر روز در ۴۰ سال گذشته انجام داده‌ام. از خودم شروع کردم. می‌توانستم مدت‌ها قبل از وقوع هر اتفاقی، زوایایی را که قرار بود شاهدشان باشم، ببینم. با شکل‌گیری زوایای جدید، متوجه تغییراتی در خودم می‌شدم. متوجه شدم که بازار سهام نیز به همان شکل واکنش نشان می‌دهد. همبستگی واضح بود.

درست مثل این است که در حال رانندگی هستید و باید از یک پیچ عبور کنید. اما قبل از رسیدن به پیچ، نقشه‌ای یا تابلویی در برابر چشمانتان دارید که نشان می‌دهد جاده در حال تغییر است و باید بپیچید.

وظیفه اصلی این بود که یاد بگیرید زوایای مختلف چه معنایی دارند. این فرآیند تحلیل زوایا و نوسانات بازار زمان زیادی برده است. همان‌طور که می‌توانید تصور کنید، همه زوایا همیشه تکرار نمی‌شوند. دریافتم که بهتر است آن‌ها را ثبت کنم و همان‌طور که طالع‌بینی شخصی‌ام حکم می‌کرد، از طریق رسانه‌های اجتماعی با جهان به اشتراک بگذارم.

فکر می‌کردم به یک معدن طلا دست یافته‌ام. فکر می‌کردم غیرممکن را ممکن کرده‌ام. راهی پیدا کرده بودم تا فراتر از زمان و مکان بروم. الهام‌بخشی آن عظیم بود و هنوز هم هست. اما این تنها در صورتی ممکن است که آن را با همه به اشتراک بگذارید.

اما چگونه؟ در اوایل دهه ۸۰، ما فقط یک کامپیوتر با سیستم‌عامل DOS و یک چاپگر داشتیم. بعد دستگاه فکس و تماس‌های پولی ویژه آمد. به یاد دارم که سعی می‌کردم نتایج را برای اعضای خانواده‌ام توضیح دهم و آن‌ها بسیار مبادی آداب بودند. پدرم (که خدا رحمتش کند) می‌گفت: «ما تو را به پرینستون فرستادیم و تو اخترشناس شدی. چه اتلاف وقتی!»

بنابراین من تحقیقاتم را در کنار کار اصلی‌ام انجام دادم. با آمدن اینترنت و آسان‌تر شدن اشتراک‌گذاری، فکس و ایمیل را رها کردم و ابتدا در AOL، سپس Yahoo و اکنون در Blogger مطلب می‌گذارم. خوبی آن این بود که غیرشخصی‌تر بود. فضای آزادی برای انتشار داشتید و این دوست‌داشتنی بود. اخترشناسان از گرافیک زیادی استفاده می‌کنند و بازار سهام نیز باید با نمودار ارائه می‌شد. مردم می‌توانند حس و حال را به صورت شهودی از روی تصویر درک کنند و این بسیار ساده‌تر بود. امروز من از توییتر، فیس‌بوک، بلاگر، وردپرس و یوتیوب استفاده می‌کنم. تصاویر ساده‌تر، شفاف‌تر و دقیق‌تر شده‌اند.

وقتی مردم درباره اخترشناسی صحبت می‌کنند، معمولاً به نمادهای پایه زودیاک فکر می‌کنند. آن‌ها به ندرت به بیش از ۱۰ زاویه مختلف و ۱۰ سیاره مختلف نگاه می‌کنند.

اما وقتی مطالعه اخترشناسی را شروع کردم، متوجه شدم دوره‌هایی وجود دارد که هیچ زاویه دقیقی بین سیارات برقرار نیست. اکثر اخترشناسان با نگاه کردن به زوایای قبل از تشکیل (Aspects Applying)، این مشکل را حل می‌کنند. آن‌ها معمولاً بسته به جفت سیاره مورد نظر، بین ۲ تا ۷ درجه فاصله را مجاز می‌دانند.

سال‌ها با مجموعه‌های مختلفی از زوایای در حال شکل‌گیری و در حال جدا شدن، قبل و بعد از ایجاد یک جنبه (Aspect) دقیق، آزمایش کردم. این کار موضوع را واقعاً گیج‌کننده می‌کرد، بنابراین این مفهوم را رها کردم و فقط به دنبال «جنبه‌های دقیق» (Exact Aspects) رفتم.

وقتی فقط به جنبه‌های دقیق تکیه کنید، با شکاف‌های زیادی در طول یک ساعت مواجه می‌شوید. به نوعی باید جنبه‌های بیشتری پیدا می‌کردم تا توضیح دهم چرا بازار سهام به آن شکلی که حرکت کرده، تغییر مسیر داده است. نیاز به زوایای بیشتری برای بررسی داشتم.

سپس به فکر استفاده از چیزی فراتر از سیارات اصلی و ماه افتادم. سیارک‌ها و سیارات اورانی (Uranian planets) را اضافه کردم. همچنین انحراف میل (Declination) و تمایل (Inclination) را نیز لحاظ کردم. نتیجه این شد که مجموعه بسیار کامل‌تری از جنبه‌ها را برای هر ساعت از روز در اختیار داشتم.

حالا جنبه‌های بسیار زیادی داشتم. نیاز بود آن‌ها را فیلتر یا یکپارچه کنم. این دقیقاً همان کاری است که گزارش من انجام می‌دهد. به زبان بسیار ساده، من به دوره‌هایی نگاه می‌کنم که ممکن است زوایای مشابهی در یک بازه زمانی کوتاه ایجاد شوند. شما خطوط سبز و قرمز را خواهید دید. اخیراً آن‌ها را به U و u (برای صعود) یا D و d (برای سقوط) تغییر داده‌ام. اگر تمرکز یا شدت جنبه‌ها در یک دوره کوتاه زیاد بود، خط سبز یا قرمز ضخیم‌تر می‌شد. اما بعداً این کار را متوقف کردم، چون شما می‌توانید به سادگی تعداد D، d، U یا u را در آن بازه بشمارید. این به اندازه کافی شهودی بود.

من همچنین روز را بین سیارات کند و سیارات تند تقسیم کردم. سیارات تند آن‌هایی هستند که بین زمین حرکت می‌کنند و سیارات کند آن‌هایی هستند که بین زمین و سیارات اورانی قرار دارند.

در یک روز خاص، می‌توانید تمام تمرکز زوایایی را که توسط همه سیارات ساخته می‌شود، مشاهده کنید. در هر لحظه، می‌توانید سطح شدت زوایای ساخته شده را ببینید. اگر آن‌ها از نوع قرمز یا D و d باشند، شاهد حرکت نزولی بازار خواهید بود. اگر از نوع سبز یا U و u باشند، بازار صعود خواهد کرد.

اصل کار باید ساده، قابل تولید و بسیار شفاف می‌بود تا همبستگی با بازار سهام نیز روشن باشد. به این ترتیب هرگونه خطا به سرعت شناسایی و بهبودها اعمال می‌شد.

من تقریباً ۴۰ سال است که این آزمایش را اجرا می‌کنم. هر روز همبستگی دارد. هر ساعت از هر روز همبستگی دارد. در واقع هر ۱۵ دقیقه، زوایا همبستگی مستقیمی با شاخص‌های اصلی ایجاد می‌کنند.

من همچنین همبستگی با فعالیت‌های ژئومغناطیسی را نیز اضافه کرده‌ام. تعداد لکه‌های خورشیدی رابطه غیرمستقیمی با جهت بازار سهام دارد. شدت امواج ژئومغناطیسی رابطه مستقیم دارد. امواج ژئومغناطیسی زمانی ایجاد می‌شوند که لکه‌های خورشیدی وجود داشته باشند. با افزایش امواج ژئومغناطیسی، بازار سهام بالا می‌رود و با کاهش آن‌ها پایین می‌آید. در واقع حتی وقتی امواج ثابت (Flat) هستند، بازار هم راکد است. نمی‌توانم توضیح دهم چرا این اتفاق می‌افتد؛ تمام کاری که می‌توانم انجام دهم، نشان دادن و مشاهده این همبستگی است.

زمان‌هایی وجود دارد که زوایای سیاره‌ای بسیار ضعیف هستند و تمام چیزی که باقی می‌ماند فعالیت‌های ژئومغناطیسی است و آن‌ها برای حرکت دادن بازار کافی هستند. برعکس، لحظاتی وجود دارد که هم فعالیت ژئومغناطیسی بالاست و هم جنبه‌های اخترشناسی تمرکز شدیدی دارند و بازار با قدرت بسیار زیادی حرکت می‌کند.

فید مطالب: 

https://citystats.wordpress.com/

یوتیوب: 

https://youtube.com/@alimostofi